تبليغاتX
اتحادیه محصلین جوان هزاره
ما نمی خواهیم هزاره بودن جرم باشد !
 نگاهی به تحصلات عالی در افعانستان

نویسنده: رحمت الله مختار

شکل گیری نمادین وجنینی تحصیلات عالی در افغانستان به دوره محمد نادر خان بر میگردد.محمد نادرخان که چندان میانه خوبی با روشنفکران نداشت وبا مشروطه خواهان عملاََََدرگیر بوددر ساحه معارف نخستین کار اواسداد مدارس زنانه،انجمن های علمی وفرهنگی و جریده هاومطبوعات بود.شاگردان افغانی را اجبارا از کشور ترکیه رجعت داده ودر زیر برقع ودلاق مستور نموده حتی عده را زندانی نمود.او به نحوی محصلین بزرگ سال و صنوف عالیه کشوررا از ادامه تحصیل باز داشت. زیرا سلطنت از تربیه آنها بیم داشت.نگهداشتن چند باب مکتب در مرکزوولایات وایجاد فاکلته طب ان هم در تحت نظامی اداره فقط برای نمایش در برابر خارجی هابود.به هر حال سال 1311ه  ش با ایجاد فاکلته طب اولین نماد تحصیلات عالی در افغانستان است.

با کشته شدن نادر خان توسط یک محصل وسر کار امدن برادرانش،ظاهراتلاشهای برای جلب اعتماد روشنفکران صورت گرفت که در نتیجه تا حدودی می توان از آزادی نسبی مطبوعات،کم شدن دهشت و ترور روشنفکران وحلقه های آزاد سیاسی مخالف،ایجاد یک تعداد مکاتب،تاسیس دانشگاه کابل وغیره نام برد.بلخصوص اواخراین دوره تا سال  1375 سالهای شگوفائ دانشگاه کابل می باشد.که درین مدت دانشجویان پاکستانی،ایرانی،جاپانی  وغیره به غرض تحصیل به کابل مراجعه می نمودند.

با پیروزی کودتای کمونستی7 ثور 1357 صفحه دیگری ازحیات تحصیلات عالی درافعانستان باز می شود.این دوره که توام با ترس ووحشت در سراسر کشور خصوصا در دانشگاه که جناحهای مخالف را به بند کشیده ویا به خدمات نظامی جلب میکردند،به متواری شدن عده زیادی از دانشجویان ذکور به کشور های دیگر انجامید،که درین دوره فقط دانشجویان ذکورباقیمانده در دانشگاها 30% را به سختی تشکیل میدادند.در نتیجه این دوره نتنها هیچ پشرفتی به ارمغان نیاورد بلکه  یک مرحله عقب گرایی را بنیان گذاشت. با پیروزی 8 ثور1371 مجاهدین قدمهای استوار دیگری در راستای ویران کردن هرچه بشتر معارف وزمینه تعلیم و تربیه برداشته شد.آنها استادان را متواری، تمام وسایل دانشگاه ها را تاراج وساختمان هایش را سنگرهای خود شان ساخته ملیون هادالر خسارهمند نمودند.در امتداداین جیریان شوم،رژیم سیا ودور از جامعه انسانیت طالب آخرین ضربات محلک را بر پیکر این نهادویرانه کوبید.اساساَ مفکوره طالبانستی با روح معارف تطابق نمیکند،زیراآنها با انسانیت،آزادی،حقوق بشر،کرامت انسانی ودر کل زندگی اعتقاد نداشت وخوشبختی خودرا در از بین بردن همه اینهامیدانست.در حالیکه وظیفه معارف احترام به حیات ،ازادی ،شرافت وحقوق انسانها ،شناخت هرچه بشتر اینگونه مسایل ومحیا کردن زندگی توام با رفابرای جوامع است.روی این لحاظ آنها با ایدیا لوژیک نمودن معارف از نظر شرعی حکم قتل آنرا صادر نمود. طوریکه رفتن دختران به مکاتب و دانشگاها را قطغن و آنهاراپشت در های بسته خانه ها انهم در زیر برقع زندانی نمودند.برای پسران الزاماتی از قبیل :پوشیدن یونیفارم طالبانی(عمامه،   لباسهای دراز،ریش وغیره)خواندن کتابهای اجباری (فقه،حدیث،تفسیر،ثقافت و…)د ر هر بخش تعین نمودند. حادثه 11 سپتمبر وفروپاشی حکومت طالبان دوره سوم از حیات معارف را در افغانستان بوجود آورد.با شروع این دوره شعارهای بشر دوستانه  وانسان مدارانه جامعه جهانی اشک شادی چشمان این مردم رنج دیده وقامت خمیده را پوشاند،گویی آنها خواب یک افغانستان امن وآباد توام با عدالت اجتماعی،وحدت ملی،آزادی ورفااجتماعی را دید.ولی این جریان امید بخش جدید بعد از شش سال عمرش تاچه حد به آرزو های توده این دیاروشعار های امید بخش خودشان جامه عمل پوشانده است؟این سوالی است که گذشت شش سال از حیات این حکومت جواب آنرابه ما داده است.در ساحه معارف بجز چند اقدام نمایشی هیچ اقدام اساسی صورت نگرفته است.دانشگاهای کشوراز نظام کندو کهنه واستاد محور،نبود استادان با سواد(به گفته داکتراعظم دادفر وزیر تحصیلات80%از استادان بی سواد اند)سلطه ودکتاتوری استادان،نبودوفرسودگی مواد درسی(چهل صفحه چپتر سی سال قبل)،نبود زمینه  وشرایط لازم درسی وغیره رنج می برند.تحصیلات عالی امروز افغانستان زنگ خطر بزرگی را به صدا در اورده است که در صورت عدم اقدامات لازم وصادقانه اینده نا خوشایندی به دنبال خواهد داشت.عدم مدیریت درست،بی برنامگی وسر در گمی سراسروزارت تحصیلات عالی را فرا گرفته ومسعولین را از پرداختن به مشکلات اساسی محروم نموده اند.شعار های تجدید مواددرسی وفلتراستادان و غیره فقط به موزیم های تاریخ سپرده می شود.

بنا تا زمانی که در راس وزارت تحصیلات عالی و ریاست های دانشگاها و دانشکده ها افراد مسئول با تدبیر و مصمم که با درک کامل از مشکلات و تلاش صادقانه دور از هر گونه بد بینیها ، تبعیض و گرایشها اقدام به حل ان کند،قرارنگیرد، انتظار زیاد از این نهاد بیهوده خواهد بود .

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در یکشنبه سیزدهم آبان 1386  |
 جواب سوال دوست ما .
محمد میرزایی از دانشکده حقوق وعلوم سیاسی هرات
هوالقادر نا مه انتقادی
دوستان نهایت گرامی وبا احساس سلام بر شما از احساسات پر شور شما جای قدردانی است .....اما دوستان من فکر میکنم قانون اساسی که فعلاَ در کشور ما نافظ است برای اقلیت های قومی حقوق ومزایای را قایل گردیده که اگر درک نشود ودنبال نگردد به بیراهه رفته ایم . من تما م موضوعات وحق تلفی های را که در مقدمه اساس نامه اتحادیه خود نوشته بودید تاُیید میکنم وکاملاَدرست است اما راه که برای اعاده آنها واحقاق حقوق در پیش گرفته ائید خیلی افراطی است ودر اکثر نقاط باهم تناقض دارد مثلاَاز یک طرف یکی از اهداف ازبین بردن تعصبات قومی ،ثژادی و........ واز طرف دیگر تمام اصول اساسنامه داد از تعصب قومی میزند ونشان میدهد که مبنای تشکیل آن حمایت از یک قوم خاص است واعضای آنرا نیز یک قوم خاص تشکیل میدهد.مهمتر ازآن آنچنانکه دراول تذکر رفت ما باید از حقوق خود درچوکات قانون وبه خصوص قانون اساسی دفاع کنیم وبا استناد به آن خواهان زندگی آبرو مندانه وباعزت باشیم . امادر اساسنامه شما اصول که به صراحت از حقوق دانشجوی هزاره ،قوم هزاره و.......... دفاع میکند خلاف پاراگراف دوم بند چهارم ماده سی وپنجم قانون اساسی کشوراست که بیان میدارد :تاُسیس وفعالیت حزب بر مبنای قومیت،سمت،زبان ومذهب فقهی جوازندارد."
باز هم مهیم اینکه اینگونه نهاد باید قانون مند باشد ودر وزارت عدلیه رسمیت خودرابه ثبت برساند تافرد اجوابگو وموُثر باشد در حالیکه باچنین اساسنا مه هر گز این رسمیت بدست نخواهد آمد .
به نظر من تشکیل هم چنین نهاد ها بجای رسیدن به اهداف مارا بیشتر به انزوا میکشاند واز صحنه ها بدور میراند وبه همین ترتیب مردم هم از چنین اتحادیه ها حمایت نخواهد کرد .
نویسنده: ادامه
دوشنبه 12 شهریور1386 ساعت: 14:50
نکته دیگری که قابل تذکر میدانم فرق وضعیت داخل افغانستان وکویته پاکستان است که باید ارزیابی گرد د.
آنچکه بعنوان دفاعیه در رابطه به افغان ملت نوشته بودید باید گفت بر اساس قانون اساسی تمام مردم افغانستان افغان است ودارای یک هویت افغانستانی البته منظورم نیست قانون خلا ندارد یاکامل است هدف این است که سالها ما داد قانون مند شدن سردادیم واسم افغان ملت برای یک حزب که اعضای آنرا پشتون ها تشکیل میدهد یک اسم باقانون برابر است ،بیائید ماهم چنان کنیم اسم خودرا اساسنامه نهاد که میخواهم تشکیل کنیم را طبق قانون بگذاریم نه خلاف قانون وبعد اعمال خود را طبق اهداف خود................................................
برای جلب کمک وهمکاری هم بهتر است که ا سم دیگر واساسنامه بدون تعصب داشته باشیم.در نهایت هم که میخواهیم به هدف برسیم ازین طریق کمتر موفق خواهیم بود .

تمام 10-6-1386ه.
نویسنده: دوست محترم این هم جواب شما
جمعه 16 شهریور1386 ساعت: 9:27
دوست عزیز سلام امید وارم که صحت مند و موافق باشید ، تشکر از اینکه نظرات نیک تان را با ما در میان گذاشتید امید واریم که در اینده ها هم نظرات نیک تان را از ما دریغ ندارید ، دوست عزیز ما نظرات تان را به مطالعه گرفتیم شما یک سلسله انتقادات معقول و نا معقول را که در حقیقت امر می شود به ان خطای ذهنی هم گفت با ما در میان گذاشته بودید ، دوست عزیز در قسمت از نوشته های شما چیزهای در مورد اسم اتحادیه ذکر شده بود دوست سخنان شما مرا به یاد یک شعر معرف انداخت که گفته بود ( از دفتر زمانه فتد نامش از قلم == هر ملتی که مردم صاحت قلم نداشت ) بیاید دیگر از هزاره بودن مان شرم نداشته باشیم و به یاد داشته باشید که اعلان موجودیت یک قوم در هر سر زمین به معنی دامن زدن تعصب نیست.
تعصب زمانی دامن زده می شود که دیگران از شنیدن نام مان بدش بیاید ما و شما باید همیشه با دید مثبت به قضایا نگرست نه به ان دید تنگ و تاریک ، دیگران در صدد ان بر امده اند که ما و شما هویت را سالهای سال است برای ان شهید داده ایم امروز در از دست دهیم جای بسیار تاسف است که ما به این مسله نا اگاهانه بر خورد می کنیم
نویسنده: ادامه جواب شما
جمعه 16 شهریور1386 ساعت: 9:28
و خود مان دنبابه رو انها شده ایم یعنی قرار گفته معروف تیشه شده ایم که با ریشه های خود می زنیم ، چیزی دیگر را که من می خواهم با شما در میان گذارم این است که شما اسم افغان ملیت ها را یک اسم به اصطلاح معیاری دانسته بودید دوست عزیز این جای بس تاسف است که هزاره ها با هنوز به این مسله نا اگاهانه بر خورد می کند.
دوست عزیر بگذارید بحث علمی را با شما در این زمینه داشته باشم.
در هر زبان بالای کلمات سه تغیر عمده صورت می گیرد.
1- کاهش ( کم شدن )
2- افزایش ( زیاد شدن )
3- ابدال ( تبدل شدن )
شاید خوب به یاد داشته باشید که در طفولیت در موقع که کدام کار نا درست و اشتباه را انجام می دادید مادر به شما می گفت که اگر در اینده ها این کار را دوباره انجام دادی مه اوغان یا اوغو ره کوی مونوم.
بیاید همان بحث بالا را بالای کلمه اوغان و افغان پیاده کنیم ، در اولین نگرش ما متوجه خواهم شد که بلی تغیرات زیاد روی این کلمه صورت نگرفته است فقط در ان یک ابدال صورت گرفته است که ان یک تغیرات ساده و عادی است که در هر زبان صورت می گیرد ، در این کلمه فقط یک ابدال صورت گرفته است که ان هم تبدیل شدن جرف غ به ف است . اما افسوس این است که همه مردم ما به این مسله پی نمی برند و اصلا عقل شان به انجاه ها قد نمی کشد.
دوست یک کشور زمانی می تواند تبدیل به یک کشور اباد و مترقی گردد که در ان عدالت واقعی حاکم گردد ، عدالت واقعی زمانی بوجود می اید که هر ملیت موجود در ان کشور به حقوقی معقول و انسانی شان دست یابد ، ایا در کشوری که شناخت ملیت ها زیر سوال برود و دولت مردان با استفاده از مطبوعات و استدلال های نا معقول شان اسم و افتخارات یک ملیت را زیر سوال ببرد و کوشش نماید که انها را به شکل از اشکال در داخل ملیت حاکم حل کند عدالت به مفهوم واقعی اش حاکم است . به هر حال به امید انروزی که ما به اصل قضایا پی ببریم.

دوست شما ...............
|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در جمعه یازدهم آبان 1386  |
 ما از كمك هاي مالي تان صميمانه متشكريم.
اتحادیه ما از برادران ، خواهران و دوستان مقیم استرالیا بابت کمک های مالی که با اتحادیه نموده اند یک جهان سپاسگذار است و از فرد فرد شان تشکری می نماید ، و از راه دور دست های شان را به گرمی و صمیمیت تمام فشرده و برای شان عید را در دیار مهاجرت و دور از وطن ابایی و اجدادی شان مبارک می گوید، و از خداوند ارزو دارد که همه شان در زندگی شان موافق و صحت مند باشند.

بلی جای بس خوشی است که امروز هزاره ها به یکدیگر دل می سوزانند و تصمیم گرفته اند که دست یک دیگر و خصوصا قشر را که در اینده سر نوشت انها را رقم خواهم زد ، را گرفته و همدیگر را به جای برسانند ، چیزیکه قبل از ان برای ما فقط یک خواب تلقی می شد ، حالا ما به این باور رسیده ایم که بلی ما هر جایکه باشیم بلاخره برادر و دوست همدیگر ایم و دست همدیگر را در گذشته ها اگر نگرفته ایم در حال حاظیر می گیریم و در اینده ها هم خواهیم گرفت .

دوستان ما در اینده ای نزدیک چگونگی استفاده از پولی ار سال شده را برای تان ارسال خواهیم نمود البته این کار بعد از بصمیم گیری کمتی مرکزی اتخاذ خواهم شد کمیتی مرکزی تلاش می نماید که با استفاده از این مبلغ ضروریات مبرم انعده از محصلین را حل نماید که واقعا ضرورت به کمک و همدردی شما دوستان دارند، و ما امید واریم که در اینده ها هم شما دوستان دست تان را از سر ما بر ندارید و ما را از چشم نندازید.

بلی ما درست می دانیم که ما باید راپورمنظمی از کمک های دوستان را تهیه داده و جهت شفافیت کار مان به انها ارسال داریم ما به شفافیت و صداقت ایمان و باور کامل داریم و این دو ارزش را در عملکرد های مان در نظر گرفته ایم و خواهیم گرفت ، ما به گفته معروف خود مان (( بخشش به خروار اما حساب به مثقال )) باور کامل داریم روی همین دلیل ما در داخل اتحادیه مان کمسیون امور مالی را در نظر گرفته ایم و به او مسولیت و دست باز داده ایم که از هر کمسیون دیگر به شکل درست و صادقانه حساب بگیرد و به مرجع بالا تر به همان شیوه حساب دهد.

دوستان ما همه می دانیم که در گذشته ها مشکل ما چه بوده است ، مشکل ما نبود یک ارگان دلسوز ، افراد مسلکی و تحصیل کرده ، چشم نداشتن به همدیگر (( دیگران ما را نمی خواستند و ما هم یکدیگر را نمی خواستیم )) و مسایل دیگر این چنانی بوده است اما ما بعد از این تلاش خواهیم نمود که دست همدیگر را گرفته و در صورت توانایی از نان اولاد مان چیزی را کم نموده و به دوستان ما که تصمیم گرفته اند در دانشگاه ها درس بخوانند تا در اینده ها بتواننداز مسایل که در بالا ذکر نمودیم جلو گیری نماید ، و به فاجعه ایکه ما در گذشته ها به ان رو به رو بوده ایم نقطه اختتام گزارد.

بلی همین قشر است که درک درست از واقعیت های حاکم در جامعه را می کنند و اگر بخواهند می توانند راه حلی را برای مشکلات دریابند ، اگر ما امروز دست ان ها را گرفته ایم باید بدانیم که ما دست جمعی را گرفته ایم که سخت عاشقانه و دلسوزانه در تلاش اند که فردی شود که بتواند به مردمش کمک نماید و بعد از تحصیل شان در مناطق شان رفته و اساس گزار درست و راستین مردمش باشد و اندوخته های شان را صادقانه به انها بیاموزانند.

دوستان :

دوستان تان در این جاه مشکلات زیاد دارند ، انها لباس ندارد ، انها از ان سبب توهین می شوند ، انها محل درست برای زندگی ندارند ، در اینده اتحادیه تلاش خواهم نمود که تصاویر ا ز انها را تهیه داده و برای تان ارسال دارند تا شما هم بدانید که دوستان تان در چه شرایط سخت درس می خوانند ، بلی ما باید یک سخن را در ست به ذهن داشته باشیم که انچه ما از رسانه ها می شنویم می تواند بخش اندکی از واقعیت ها باشد ، اگر انها درست واقعیت ها بگویند ما مطمین ام که دولت مردان ما ان نه تنها واقعیت نمی پندارند بلکه شاید اسمهای چون توهین ، دروغ بدون چون و چرا بدانند.

اما اتحادیه در صورت به دست اوردن فرصت حاظیراست که درد تان را برای تان بنگارد و تا حد توانایی شیوه تداوی ان را هم با شما دوستان اراعه دارد، دوستان درد دل بسیار است در همین لحظه که این مطالب را برای تان می نویسم عقده گلویم را گرفته و برایم می گوید که به دوستانت این مسایل را در میان نگذار و انها را ناراحت نکن ، اما وجدان بر عکس مرا وادار می دارد که برای تان بنویسم و بنویسم .

به هر صورت از این بشتر وقت تان را نگرفته واز راه دور دستتان شما را فشرده و به شما خدا حافظی می گویم.

نوت : دوستان شما در مورد زندگی هزاره ها در لیلیه ( خوابگاهی دانشگاه ) مطالب را به شکل یک کتاب تدارک داده اند که متاسفانه به علت نبود امکانات قادر به چاپ ان نشده اند ، وان واقعیت ها تا هنوز روی صفحات کاغذ در کتابچه ها مانده است امید واریم که ما بتوانیم کمک های را بدست اورده و در زمینه اقدام نمایم.

کمسیون روابط عامه و ارتباطات.

اتحادیه محصلین جوان هزاره.

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386  |
 ما جدا محکوم می کنیم

 

اتحادیه محصلین جوان هزاره عملکرد و نوشته دروغین روزنامه اراده را محکوم می کند و انرا یک عمل نا پسند و تفریقه بر انگیز که می شود ، چالش را در سر راهی هماهنگی ملی به وجود اورد  به حساب می گیرد.

مسولین روزنامه اراده در ان شماره شان از ریس جمهور دولت و ملت افغانستان ، تقاضا به عمل اورده بود که در مورد اخراج و جلو گیری  هزاره ها از ساکن شدن در هرات تصامیم را اتخاذ نماید و به اصطلاح عامیانه انها برای ریس جمهور وظایف خارج از طلاحیت شان را سپرده بودند  و انها موجودیت هزاره ها را در هرات تهدید بزرگ برای امنیت هرات و مناطق اطراف ان قلمداد نموده بودند و مثال جالب را هم درا ن تذکر داده بودند _ هزاره ها مانند یهود ها هرات را روزی به اسرایل مبدل خواهد نمود .

خوب از همه اولتر خدمت ان دوستان به عرض برسانم که از همه اولتر انها تلاش نمایند  که معلومات مورد ضرورت شان را در مورد یهودیان کامل نموده و بعدا در صدد نوشتن همچو مسایل بر ایند  یا به صورت دیگر می شود گفت اول باید رمز و راز نبرد را اموخت و بعدا پاه به عرصه و میدان گذاشت اما مشکل شما پشتون ها همیشه این بوده است که شما دایما اب نا دیده موزه تان را از پاه کشیده اید و جدا از اینکه برای خود تان رو سیاهی خریده اید چند بیچاره دیگر را که در عین محدوده جغرافیایی زندگی نموده اند هم بد نام نموده اید ، خوب حال بیاید که یک بحث منطقی نه پشتون گونه ای ،  را در مورد ویژه گی های یهودیان داشته باشیم که یهود ها دارای چه خصوصیات اند و درعین حال کدام مردمی ساکن در افغانستان شباهت های زیاد را به انها دارد.

1-     یهودیان مردم اند که سر زمین دیگران را به زور گرفته اند که عین عمل را شما پشتونها هم در سر زمین ما انجام داده اید خوب این یک واقعیت است که افتاب به دو انگشت پنهان نمی شود شما هر قدر که تلاش نماید و اسم مناطق غضب شده را هم تغیر دهید باز هم مردم ما به ان اگاهی ذهنی رسیده است که متوجه شود که شما اسم سبز وار انها را شین دند ، اسم سیاه کوتل انها را تور غندی و اسم خاک ریزان انها را خاک ایران و بالاخره خاک افغان نموده اید خوب حالا قضاوت به خود شما که یهود کیست و اعمال یهود گونه ای را که انجام می دهد ؟

2-     شمایکه افغانستان را سر زمین ابایی خود می شمارید ایا در مورد گذشته های این سر زمین معلومات دارید ؟  خوب ایا تاریخ کهن تر از بودایی بامیان را که کور های تان با باداران شان یکجاه  به خاک یکسان نمودند ،  دارید ؟ به یاد داشته باشید که شما فقط چند سال شده است که از کوه ها پاین شده و اهلی شده اید و هنوز هم عده شما در کوه ها به شکل انسان های قرون اوستا زندگی می کنید انها جدا از اینکه تا هنوز وحشی اند متسفانه در تلاش اهلی شدن هم نیستند .

3-     در قسمت دیگر از نوشته های تان شما هزاره ها را خطر بزرگ برای امنیت هرات دانسته بودید و از ریس جمهور تقاضا به عمل اورده بودید که انها را از هرات خارج نمایند تا و ضعیت امنیتی هرات رو به بهبود شود اما یک نکته را به یاد داشته باشید که شما امروز در سایه  اربابان یان یعنی عرب ها، دشمن و خطر بزرگی برای همه جهان به حساب می روید لذا شاید به جاه باشد که همه جهانیان دست به دست داده و شما و پدران اصلی تان ( اسراعیل ) و اعراب  را از همه جهان اخراج نماید تا جهان از خطر شما و باداران تان برای ابد ،  ارا می  یابد.

4-     خوب سوال اینجاست که شما که هزاره ها را خطر بزرگ برای امنیت یک ولایت ( هرات ) دانسته بودید ایا روزی وجدانا از خود سوال نموده اید که شما برای این سر زمین غیر از بربادی و تباهی دیگر چه به هدیه داده اید ، ایا ان ما بودیم که این سر زمین را به هر سگی به فروش رساندیم و یا شما عزیزان میهن دوست و .............  که زیر سایه اربابان تان در این سر زمین امده و عزت ، ناموس و همه چیز تان را در اختیار انها قرار دادید.

5-     از همه مهمتر اینکه شما یکبار قانون اساسی این سر زمین را هم به مطالعه بیگرید بعد از ان سری به قانون رسانه ها هم بزنید و به یاد داشته باشید که در این سر زمین ، که چهل فیصد پشتون اهلی و وحشی زندگی می کند چند ملیت و یا ملت دیگری هم  وجود دارد که انها یک چیزی بنام قانون اساسی دارند و قانون اساسی به هیچ ریس جمهور و فردی دیگر اجازه ان را نمی دهد که هزاره ها را از سر زمین ابایی و وطن که انها برای شان همه دار و مدار شان را از دست داده اند اخراج نماید من نمی دانم که شما عزیزان که تا هنوز به این اصل پی نبرده اید چگونه از وزارت محترم عدلیه جواز نشر یک روزنامه را بدست اورده اید خوب این کشور از اسمش معلوم است و بلی راست گفته اند در شهری که کسی نباشد بز نامش را کریمداد می گذارد شما هم شاید همین کار نموده باشید.

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در جمعه ششم مهر 1386  |
 جاغوری دیگر ان ولسوالی رویایی ما نیست.
 

جاغوری دیگر ان ولسوالی رویایی ما نیست.

 

در این جاه شاید اشتباه نگفته باشم که _ اواز دهل از دور خوشنماست، بلی ما وقتیکه جاغوری را با مناطق دیگر هزاره نشین در مقایسه می گیریم به خود می بالیم و احساس خوب به ما دست می دهد اما واقعیت چنین نیست ما کاملا در اشتباه ایم ، شاید ما از اینکه در رابطه به یک سلسله کار های مان از خود گذشته گی های را نشان داده باشیم به این جایگاه دست یافته باشیم بلی ما در ان مواقع کار درست را انجام دادیم که هم از نگاهی علمی و هم از نگاهی امنیتی به نفع ما  ومردم ما تمام شد ،  اما باید به یاد داشته باشیم که نه باید ما ان اندازه محافظه کار شویم که موجودیت ما اصلا زیر سوال برود و اصلا از نظر ها بیفتیم یعنی ما باید تحلیل مشخص از اوضاع مشخص داشته باشیم و متوجه باشیم که شرایط چگونه است .

در این جاه یک ضرب المثل به یادم امد که گفته بودند انکه فردیکه مرتکبی جرمی میشود  نظر به معیار های تعین شده انسانی و بین المللی ،  انسان بد و پست اند اما ما به یاد داشته باشیم که

ا نعده از کسانی که جرم را تحمل می کند و در مقابل ان نمی استد انسان پست تر ازفردی اولی ( ظالم ) است .

پیشوایان ما اگر امروز در میان ما از ارزش و نام والایی بر خوردار اند ارزش کار شان در این بوده است که در مقابل ستم و ناروایها مردانه  ایستادند ، جان شان را از دست دادند اما جان عده ای دیگر را خریده ا ند که امروز چون ستاره های درخشان در اوج ارزش ها قرار دارند اگر انها دست به همچو کار ها نمی زد و مثل ما و شما از انچه که بالای شان تحمیل شده بود رضایت نشان می داد دیگر امروز ان مردان نبودند که هستند.

راستی چند روزی شده است که شنیده  ام، باشی ان مرد بد نام با چند لات و لوند گرسنه و بیکاراش که دیگر منبع کار برای شان نمی یابند در این ولسوالی به عنوان قومندان امنیه معرفی شده است و مردم ما هم با سکوت تمام نشته و به اصطلاح عامیانه منتظر اند که دست سر نوشت با انها چه می کند ، راستی سوال در اینجاه این است که کار جاغوری با در رس قرار گرفتن همچو افراد که در این عصر هنوز امضا نمودن اش را بلد نیست به کجاه خواهد کشید .

ایا با سوادان این ولسوالی انقدر به فراموشی سپرده شده اند که به اصطلاح عامیانه بز در این ولسوالی بالای خود اسم کریم داد را نهاده است ، ایا جاغوری که ما به ان می بالیم کسانی دیگر را ندارد ؟

اگر چنان است پس بیاید دیگر به این ولسوالی نبالیم و از نام ان احساس شرم و ........ کنیم .

خوب دوستان : در جایی شنیده بودم که گفته شده بود، ازموده را ازمودن خطاست اگر چنان باشد پس باز هم شما منتظر چه هستید و چرا دست در زیر چاشنه گذشته و منتظر هستید که دیگران چه می کند ( من و تو ما می شویم و بالاخره خودمان سر نوشت مان را به دست خود مان رقم می زنیم ) .

بلی اقبال لاهوری درست گفته است:

خدا ان ملتی را سروری داد            که تقدیرش را به دست خود بنوشت

بدان ملت سر و کاری ندارد              که دهقانش برای دیگران کشت

 

باشی دیگر از ما نیست چون او دیگر به منافع ما نمی اندیشد ، او از ما فقط به شکل یک پل که او را از دریا بگذاراند و به دنیایی رویایی اش برساند استفاده می نماید و بالای منافع ملی و منطقوی ما پاه نهاده است ، که همه ما از ان اگاهیم ، او با ان دار و دسته بیسواد مثل خودش نمی تواند منافع ما را از ضرر ما تشخیص دهد که عملکردهای گذشته او خود دلیل معتبر برای این سخن است او از احساسات پاک ما سو استفاده می کند .

بیاید به او دیگر اجازه ندهیم که از ما پل سازد و سر نوشت ما را به دستش گیرد بیاید همه دست به دست هم داده و به انهایی که این مقام را برای او داده است بگویم که ما او را نمی خواهیم ، بیاید به جای انکه هر روز با او در گیر می شویم در مورد تصمیم گیریم یعنی از همان شیوه علمی ( علاج واقعه قبل از وقوع ) استفاده نموده و مشکل مان را حل کنیم.

 

 

بیاید به همه بفهمانیم که ما هستیم و ما منافع مان را از ضرر مان تفکیک می توانیم بیاید اندکی دور تر ببینیم و منافع دراز مدت ما را در نظر داشته باشیم و در مقابل بی عدالتی و ظلمت بیستیم و ..................................

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386  |
 عمل کرد باشی حبیب و تاثیرات ان بالای مردم جاغوری

عمل کرد باشی حبیب و تاثیرات ان بالای مردم جاغوری

 

جاغوری یک منطقه ای هزاره نشین است که از هر طرف توسط پشتونها احاطه شده است یگانه راه اصولی برای بقای این مردم داشتن روابط حسنه و درست با پشتونهای همجوار شان است بلی مردم جاغوری این مسله را کاملا درک نموده بودند روی همان دلیل بود که این مردم نظر به باقی هزاره ها از نگاهی رده بندی در رده اول قرار می گرفت و همیشه تلاش نموده بودند که مشکلات شان را با انها از راه اصولی و منطقی حل نمایند این عمل انها باعث ان شده بود که پشتون های مناطق همجوار نیز نسبت به انها حسن نیت تا جایی نیک داشتند.                                         

اما بر عکس اتفاقات اخیر که عامل اصلی ان باشی می باشد روابط میان این دو منطقه را تغیر داد و ان دوستی دیرینه را تبدیل به دشمنی جدید نمود ، سوال در این جاست که کدام طبقه از مردم در این دو منطقه از انجام این عمل زیاد تر متضرر می شود؟                                                 

ایا انهایی که در مسله دخیل اند و برای منافع سیاسی و ذاتی شان با هم می جنگند و یا  انعده ای از مردم غریب که در بازار کار می کنند و در صدد بدست اوردن لقمه نان برای اهل و عیال شان اند ، به راستی بیاید به خود مان خلوت نموده و از خود بپرسیم که بر ما چه می گذرد ایا ما کار درست انجام می دهیم ؟ ایا ما بر حق ایم ؟ خوب درجاه این ضرورت می افتد که یک نگرش بسیار دقیق را به گذشته افراد بیندازیم و از خود بپر سیم که این جناب که ما پشت سر اش استاده ایم و اماده همکاری با او هستیم در گذشته ها برای ما چه نموده اند و فعلا هم ایا او بر حق است و یا از احساسات پاک ما برای منافع ذاتی و فردی خویش استفاده می کند؟                               

در این جاه ما به چند سوال رو به رو می شویم که باید به انها جواب درست و منطقی اراعه دهیم.

1- پشتون ها چرا دست به این کار زد؟                                                                        

2- ایا پشتونها قبلا هم در مورد با مردم جاغوری مسله را در میان گذاشته بود و از ایشان خواهان کمک گردیده بود ؟                                                                                                

3- ایا باشی فردیست که مردم او را مسولیت داده تا از مسیر راه و مسافرین ان محافظت نماید و یا او فردی است که دولت مرکزی او را در این وظیفه مقرر نموده است ؟                                 

4- ایا فعلا ما در سنگر ها برای او می جنگیم و یا برای دفاع از حیثیت و عزت خود مان و یا او از این نقطه ضعف ما استفاده نموده و از احساسات پاک ما استفاده می نماید؟                         

5- ایا جاغوری افراد تحصیل کرده و کار دان دیگر ندارد که رهبریت مردم را به عهده بیگیرد ؟

 6- ایا هیچ گاهی از خود پرسیده اید که این باشی محترم با ان عساکر که در تنگی اوتله جان های شرین شان را از دست دادند چگونه بر خورد نموده بودند و چند ماهی شده بود که معاش انها را برای شان نپرداخته بود خوب فکر کنید چقدر سخت است که مادر مرگ فرزندش را فراموش نماید و بعد از دیدن جسد او به فکر ان بیفتد که خدایا ما فاتحه او را چگونه بیگریم و برای محترم که ما برایش لقب جنرال را هم داده ایم احوال دهد که معاش پنج ماهه او را ارسال دارید تا ما فاتحه او را بیگیریم .                                                                                               

خوب حالا می پردازیم به پاسخ سوالات بالا.                                                                 

خوب این سوال در ذهن همه ما و شما وجود دارد دوستان در این جاه همان گفته معروف که گفته بود انسان وقتی که به تنگ رسید به جنگ می رسد به ذهنم خطور نمود بلی پشتون ها هم به تنگ رسیده بودند ایشان قبل از ان چندین بار به مردم جاغوری احوال داده بودند که عساکر محترم باشی در مناطق مسکونی ما امده و از زنان ما توسط موبایل شان تصویر برداری می نماید حتی انها به مردم اطمنان داده بودند که ما حاظریم در صورت بالا شدن پایگاه باشی از منطقه محافظت را هی رفت و امد شما را به عهده بیگیریم و در صورت بوجود امدن مشکلات مسولیت ان به عهده ماست و ما حاظریم به شما تاوان بپردازیم ، ایا واقها این عمل انها انسانی و درست نبود؟    

ایا اگر همچو وضعیت بالای شما بیاید شما هم عین عمل را انجام نمی دهید ایا شما ارام می مانید و به تماشاه می نشنید هر گز نه ما هم کاری را انجام می دهیم که انها نمودند.                            

خوب قوانین اسلامی و انسانی هر دو تقاضا می کند که در مرحله اول ما تلاش نمایم مشکلات مان را از راه صحبت و گفتگو حل کنیم ، خوب امیدوارم که جواب سوال اول و دوم را گرفته باشید.   

خوب حالا ما می پردازیم به جواب سوال سوم :                                                            

 

نه باشی را مردم به این وظیفه وادار و یا انتخاب ننموده است بلکه او با داشتن مهارت لازمه در کسب این گونه پست ها این مسولیت را از قومندان امنیه ولایت غزنی به عهده گرفته است و طبق گزارشات رسیده او معاش صد نفر عسکر را برای امنیت را جاغوری به شکل ماهوار از انجا می گرفت این مسله زمانی افشاه گردید که وی همان هفت و یا هشت نفر عسکر اش را در تنگی اتله از دست داد و خواهان قوت های نو از قومندانی امنیه ولایت غزنی شد در این جاه بود که پرده از چهره ای او بالا شد و دوستان قصه می نمودند که قومندان امنیه از ایشان پرسید بود که ایا عساکر باقی مانده برای امنیت راه جاغوری کافی نیست و شما فعلا هم دارنده نود و سه و یا چهار نفر هستید ، انگاه بود که انها متوجه شدند که کاسه زیر کاسه است اما این جنرال محترم ما با مهارت تمام روی ان مسله خاک پاشاند و این مسله به شکلی که باید ادامه می یافت ادامه نیافت ، ببینید بالای ما مردم بیچاره و غریب جوان مردان ما چگونه تجارت می کند و ما هم در مقابل چگونه غیر مسولانه بر خورد می کنیم .                                                                                 

 

خوب سوال در این جاست که اگر باشی از طرف مقامات دولتی به این پست گماشته شده است پس چرا وی در زمینه از مقامات دولتی خواهان کمک نمی شود که از مجبوریت های مردم بیگناهی جاغوری استفاده می نماید ایا در صورت موجودیت دولت مرکزی مردم مسولیت گرفتن امنیت را به عهده دارد اگر چنان باشد دیگر موجودیت چیزی بنام دولت زیر سوال می رود .                  

شاید جواب این سوال که چرا جنرال ما از مقامات دولتی خواهان عساکر جدید جهت امنیت راه و یا به گفته ساده خانه اش نمی گردد را از بالا گرفته باشید ، خوب جواب سوال چهارم هم در بالا خدمت تان اراعه شد.                                                                                                

 

در اینده ها باز هم اتحادیه در مورد بحث های در مورد به شما خواهد داشت، در مورد سوالیکه در پاین ذکر شده است نظرات شما دوستان را خواهانیم امید واریم نظرات تان را با توضیحات  هر چه زیاد تر به خوانندگان سایت اراعه دارید.                                                                                                     

5- ایا او واقعا برای منافع مردم جاغوری می جنگد و یا از این پوشش استفاده می کند؟ 

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  |
 اخر چرا؟

اخر چرا؟

راستی ایا ما بد بخت ترین افراد کره ای زمین بوده ایم که در این سر زمین که انسان انسان را می خورد پا به عر صه وجود گذاشتیم ایا خداوند ما را برای این افرید که همیشه با مشکلات دست و پنجه نرم کنیم و هیچگاهی هم به مسایل فرا تر از فتنه های نژادی و مذهبی نیندیشیم بیاید لحظه ای با وجدان خود مان کنار امده و از خود بپرسیم که سر انجام ما به کجاه خواهد کشید ایا در میان این همه کشور های اسلامی فقط ما مسول دفاع از این دین و ارزش های ان هستیم ؟ ان اعرابی که تا  دیروزهمه بود و نبود دین مقدس اسلام به جیت اش می ریخت امروز کجاست که  بیاید واز این ارزش والا دفاع کند ؟

دوستان بیاید اندکی به اینده اطفال مان بیندیشیم بیاید با هم کنار ایم این کنار امدن هاست که بالاخره راه حل برای مشکلات بیرون می اورد بیاید همه دست به دست هم داده و از منافع فرد فرد مان دفاع کنیم بس است دیگر اله دست قرار گرفتن ما کشور مان را به هر سگ فروختیم و شناخت کافی از فرد فرد انها داریم اگر ما و شما به این نظر باشیم که دیگران امده و خانه ما را برای ما اباد می کند این یک تصور اشتباه است که ما و شما را از راه می کشد ،  اگر ما و شما به این نظر باشیم که دولت های دست نشانده و ارباب دار می اید و فرشته وار مشکل ما را حل می کند کاملا در اشتباه هستیم امروز انروز ها ی نیست که انسان ها به ارزش انسانی افراد بیندیشند انها باز سازی و تامین صلح را یک بهانه ساخته و زیر پوشش ان در کشور مان راه یافته اند امروز اگر مردم ما و کشور ما در این وضعیت قرار دارد من تا جایی مطمین ام که اینها همه و همه دستان خارجی اند که در کشور ما اب را گل نموده و با استفاده از وضعیت بد اب مصروف ماهی گیری اند، ایا جامعه جهانی این قدر ضعیف است که امروز نمی تواند مشکل چند طالب را حل نماید اردوی که توانست در مدت یک هفته ان اردوی منظم طالبی را از سراسر افغانستان پاکسازی نماید امروز قادر نیست که فقط مشکل چند ولایت را حل کند ضرب المثل معروف است که گفته است اگر می خواهی ارزشهای بزرگ را به دست اوری باید ارزش های کوچک و خورد را از دست دهی امروز اگر چند نفر عسکر انها در این سر زمین جان شان را از دست می دهند انها در بدل ان همه بود و نبود ما را از ما می گیرد و کشور ما را به یک کشور کاملا نیاز مند و فقیر در دراز مدت تبدیل می کند که انگاه تا ماهستیم همین فقر و بد بختی ما را همراهی خواهم کرد.

 

به راستی ما افغانستانی ها این قدر بی غیرت شده ایم که با هم سازش نمی توانیم اما از یک بیگانه که از هر نگاه با ما و فرهنگ ما بیگانه است دست همکاری و کمک می دهیم ؟

یک حرف را باید هر کدام ما به یاد داشته باشیم که محو و بیرون راندن ملت های دیگر ساکن در افغانستان به زور و یا رضا کاریست محال و ناشدنی اگر پشتونها به این نظر باشند که هزاره ها و اقلیت های دیگر ساکن در این کشور را به زور از این کشور بیرون رانده و در سر زمین انان امده و زندگی را به خوشی با اهل و اعیال شان سپری نمایند این کار بود که پدر پشتون ها سالهای قبل به ان تلاش ورزید و انچه که از دستان پلید شان امد به عمل پیاده نمود و شصت فیصد از هزاره ها را به شیوه های مختلف از دم تیغ کشاند و هزاره ها را در سراسر جهان مهاجر و بیچاره نمود اما بالاخره  این ارمان را با خود به گور برد و این ارمان قدرت طلبی بعد از او در زمان گروه دیگر بنام طالبان در بعضی مناطق هزارستان بار دیگر جامه عمل پوشید که به یاری خداوند و تلاش مردان از جانباخته هزاره این ارمان را باز به خود به گور برد.

بار سوم باز این حرکت به شکل دیگر با پلان منظم تر در زمان حکومت کرزی توسط وحشیان مسلح پشتون در منطقه بهسود اتفاق افتاد و انها با وجودیکه دولت بنام مرکزی در افغانستان وجود داشت به زور بالای ان مردم حمله ور شدند و خانه های انها را سوزانده و انها را از خانه های پدری شان اواره نمودند دولت مرکزی هم در تلاش بود که این مسله را به شکل از اشکال به نفع ان وحشی ها که تا هنوز زندگی را در سوراخ های کوه به شکل زندگی قرون اولی می گزارند حل نماید و جامعه بین المللی هم قفل به دهن بسته و سکوت را اختیار نموده بود.

 اگر واقعیت ها را در نظر بیگریم این سر زمین اصلا وابسته هزاره ها می باشد چون هیچ ملیت ساکن دیگر در این کشور تاریخ کهن چون هزاره ها را ندارد که نمونه مشهور ان بت های بامیان است که توسط چند عرب سوسمار خور از پاه در امد ایا شما که ادعای دارید که افغانستان از افغان ها می باشد همچو دلایل دارید؟.

خوب به یاد داشته باشید که اسم اولی این سر زمین افغانستان نبوده است این نام را شما بالای ان گذاشته اید و مورد قبول همه مردم ساکن در این سر زمین نیست هستند عده ای که از این اسم می شرمند چون در جامعه جهانی این قوم از سیاه ترین تاریخ و گذشته بر خوردار اند.

سوال در این جاست که چرا پشتونها از دادن هویت به دیگران هراس دارند و ایا انجام این کار امکان پذیر است در این جاه همان سخن مشهور به یادم می اید ( اگر می خواهی در کشوری حکومت کنی در بالای قلب مردم حاکم باش و قلب انها را در گرو خود داشته ).

ادامه دارد.

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در شنبه هفدهم شهریور 1386  |
 ما مسلمانیم

بنام خد ا   ما مسلمانیم....

کار ما وحشت آفرینی است واعمال مابریدن گردن های انسانهای بیگناه به فجیع ترین  شکل آن وبا نهایت درجه قصاوت قلب و.............

در حقیقت ما مانند بلنگان وگرگان بیابان هاوجنگلات عمل میکنیم آنها چون حیوانند

درندگی درسرشت آنها نهفته است ولی ما بخاطریکه انسانیم و بزعم خود مسلمان بنا یکی ازمقامات غریزیکه  انسانها  به اثر سعی وتلاش بدان دست بیدا میکند مقام "کل انعام بلهم اذل " است وخوشبختانه ما توانسته ایم با موفقیت به این مقام برسیم وخصوصیت های این مقام را شما هرروز بصورت واضیح وآشکار دروجود هر کدام ما با توجه به اعمال  که ما انجام میدهیم  مشاهده کرده متوانید.

ما این همه را به نام اسلام انجام میدهیم اما............................

اسلام که محمد *ص* برای بشریت آورد در آن نفس انسان از ارزش والای برخوردار بود در اسلام محمد*ص* اگر کسی یک نفس را قتل نماید مانند این است که همه انسانها را قتل کرده است .

اما در نزد ما قتل یک انسان چه که قتل صدها انسان بی گناه به اندازه قتل یک گنجشک هم اهمیت ندارد .

در اعتقاد ما آنچه که اهمیت ندارد ارزش های انسانی وارزش های است که برای به کمال رساندن آنها 124000هزار بیغمبر از طرف خداوند فرستاده شد.

در دین که محمد آورد از اسیران جنگی بعنوان معلم وتعلیم دهنده گان فرزندان مسلمان ها استفاده میگردید وهر اسیر که میتوانیست برای ده نفر علم بیاموزد در مقابل آن آزاد میگردید .

اما در نزد ما آنچه ارزش ندارد تعلیم وتعلم است ،ما آگاهی را دوست نداریم ،ماخواهان جهالتیم  ،آنچه داریم ونداریم ازجهالت است ،سد کردن راه رسیدن به آگاهی برای ما والاترین ارزش است .

اگر اشخاص بیگناه ومعصوم که نمیدانیم چه کاره است در دست ماافتدبه اسم این وآن بسیار ساده وبدون هیچگونه هراس واحساس گناه کردن زده وسر های آنها را بالای سینه شان میگذاریم ودر هنگام بریدن گردن آنها شعار        الله اکبر سرمیدهیم وترانه انقلابی میشنویم ولی جای تعجب اینجا هست که در وقت گفتن الله اکبر هیچ شوک به ما دست نمیدهد .

دراسلام محمد *ص*که مبتنی بر قرآن وسنت اوست وبقیه اصحاب از آن بیروی میکردند برای اثبات جرم متهم دلایل معقول ومنطقی وشهود و... ازضروریات تطبیق مجازات بود .

اما در نزد ما این چیزها ارزش ندارد بلکه آنچه در عمق جهالت فکر میکنیم همان درست است . کار ماگردن زدن،انتحاروازبین بردن انسانهای بیگناه به اشکال مختلف برای ماوهم فکران ما لذت خاصی دارد ولو اینکه درتقابل بااوامر ونواهی خداوند و احادیث بیامبر قرار داشته باشد این برای مامهیم نیست چون مابه زعم خودها مسلمانیم،مادر بند آنیستیم که گناه دارد یا ندارد.

با سربریدن ،انتحارکردن وانفجاردادن وآتش زدن ،تخریب کردن مکاتب واماکن که مردم عامه از آن سود میبرد ما میتوانیم قسمتی از غرایز که خوب درک کرده نمیتوانیم انسانی است یا حیوانی خودرا ارضا مینمایم

م.م.تنها

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در شنبه دهم شهریور 1386  |
 بر اینده سازان تای چه می گزرد ( به من چه کردی که به تو بنمایم ؟ )
 

بیش از پانصد دانشجوی تازه وارد دانشگاه بلخ در شمال افغانستان، دست به یک تظاهرات زده اند و خواستار رسیدگی به مشکلات خود شده اند.

این دانشجویان که عمدتا از دیگر ولایات افغانستان به مزار شریف آمده اند، در اجتماع اعتراضی آمیز، خواستار فراهم ساختن شرایط اقامت و خوابگاه برای خود شده اند.

دانشجویان معترض هر دو جاده مقابل دانشگاه بلخ در مرکز شهر مزار شریف را برای حدود شش ساعت به روی ترافیک بستند و در اجتماع اعتراض آمیزی بر ضد مسئولان دانشگاه بلخ، خواستار رسیدگی به مشکلات خود شدند. در این تظاهرات دانشجويان تنها یک شعار سر می دادند و آن اینکه "ما لیلیه (خوابگاه) می خواهیم."

این دانشجویان که در جریان تظاهرات گاهی هم دست به خشونت زدند و شیشه های برخی موترهای (اتومبيلهای) مسئولان دولتی را شکستند، تاکید کردند که ظرف کمتر از یک ماهی که از آغاز تحصیلات عالی آنان می گذرد، دانشجویان در مارکتها، اطراف مغازه ها، روضه شریف منسوب به حضرت علی و برخی هم حتی بر روی جاده های مزار شریف خوابیده اند.

برخی از دانشجویان از این انتقاد کردند در صورتیکه وزارت تحصیلات عالی افغانستان، شرایط مناسب برای پذیرش آنان را در دانشگاه بلخ، فراهم کرده نمی توانست نباید این همه دانشجو را به این دانشگاه معرفی می کرد.

پلیس تایید کرده است که شماری از این دانشجویان معترض را برای مدتی توقیف کرده است، در حالیکه دانشجویان رفتار مسئولان دانشگاه و ولایت بلخ با دانشجویان را مورد انتقاد قرار داده اند.

بیش از یک هزار و پانصد تن، امسال در دانشگاه بلخ پذیرش شده اند که شماری زیادی آن از دیگر ولایات افغانستان به مزار شریف آمده اند و با مشکل بی سرپناهی رو برواند.

در مقابل، مسئولان دانشگاه و ولایت بلخ می گویند که خوابگاه دانشجویان بلخ در سال پیش رو ظرفیت پذیریش بیش از 120 تن این دانشجویان را ندارد.

مهندس حبیب الله حبیب رییس دانشگاه و والی بلخ در پاسخ به خواست دانشجویان گفت که دولت توانایی تمویل دانشجویان جدید را ندارد و آنان می باید بوسیله خانواده های خود تامین شوند.

در حالیکه آقای حبیب از عدم توانایی اقتصادی و بودجه کافی برای فراهم آوردن شرایط مناسب زیست و خوابگاه سخن می گوید، دانشجویان معترض تهدید کرده اند در صورتیکه به خواست آنان رسیدگی و خوابگاه فراهم نشود، این دانشجویان همچنان به تظاهرات خود ادامه خواهند داد

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386  |
 اتحادیه دانشجویان جوان هزاره
 

مقدمه

 

افغانستان یک کشور کثیرالملیتی بوده که در ان اقوام مختلف با زبان های مختلف در کنار هم زندگی داشته است چون این کشور در طول تاریخ به علت موقعیت یایی اش مورد تاخت و تاز قدرت های بزرگ جهانی گرفته است و یا در اثر مداخلات عناصر بیگانه در کشور حکومت ملی و قابل قبول همه افغانستانی نه تنها  بوجود نیامده بلکه از طرف حکام وقت نیز تلاش برای تشکیل یک دولت ملت مرکزی صورت نگرفته است.               

لذا ملیت های دیگر همیشه از عرصه سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کشور دور مانده اند ،و حقوق های شان نادیده گرفته شده اند.                                                                                                                     

چنانچه تاریخ در چند قرن اخیر شاهد است که ملیت های اقلیت واقع شده  در اثر سیاست های خود خواهانه ای یک قشر خاص از مردم که خود را با استفاده از نفوذ انسانی شان حامی مردم ، کشور و دولتی مرکزی  می دانستند .                                                                                                                                    

لذا این حکومت های بنام مرکزی دایما در تلاش بوده است تا اقلیت های دیگر را از صحنه سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و تصمیم گیری کشور دور نگهدارند لذا انها برای عملی نمودن سیاستهایش همیشه  از تهدید ، قدرت ، و استفاده جویی از مجبوریت های دیگران استفاده می کردند و به اصطلاح عامیانه اب را گل نموده و خود شان مصروف ماهی گیری می شدند ، چنانچه ما شاهدیم انها برای اینکه  در قرن های گذشته دیگران را ناتوان و ضعیف سازند همیشه با استفاده از شیوه های خاص طرح شده توسط اربابان شان بالای مردم به اشکال گوناگون مالیات های سنگین وضع می نمودند تا انها هر گز به فکر قدرت طلبی نشده و از خداوند شان فقط لقمه نان را جهت پر نمودن شکم اهل و اعیال شان باشند ، شیوه دومی که انها در پیش گرفته بودند این بود که انها در صدد بیسواد نگهداشتن ملیت های دیگر غیر ازملیت شان بودند و این عمل با عث شد که اقوام دیگر ساکن در این کشور  نام های خاص چون جوالی و غیره را بخود گیرند .                                                                    

اگر ما تاریخ گذشته مردم مان را ورق بزنیم مردم ما سالهای سال از مناطق اصلی و اجدادی شان با از استفاده از قدرت ان دولت مردان نیک نام که اسم شان در صفحات سیاه و تاریک تاریخ در صف بد نامترین افراد درج گردیده است به عقب رانده شده و زمین و سهو لیت های اولیه زندگی شان به ان عساکر قبیلوی که توسط ان مردان کوتاه فکر گرد امده بودند  به نام پاداش و جایزه تقسیم می شدند . و مردم  ما بالاخره مجبور می شدند که با مشکلات تمام خود را در میان ان کوه های سر به فلک که می شود به انها سنگر های طبیعی گفت رسانده و  مسکن گزین شوند  و برای سالهای متمادی از تحولات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی کشور دور بمانند ، و ما شا هد گذشتن تاریخ سیاه و تاریک در این زمینه هستیم ، تا اینکه ابر مرد کشور( مزاری بزرگ ) ، شخصیت دلسوز ، عدالت خواه و چهره ای سیاسی از گوشه قد بلند نموده و فریاد عدالت و عدالتخواهی را در سراسر جهان  به گوش جهانیان رساند و به همه ملیت های ساکن در افغانستان وانمود نموده و گفت که نباید هزاره بودن دیگر در این کشور  جرم به حساب رود ، و این مرد بزرگ سالهای سال زندگی اش را وقف جهاد ، مبارزه ، عدالت خواهی و همزیستی مسالمت امیز با ملیت های دیگر نمود ، و تا اخرین لحظه های حیاتش کلمات دیگر جز عدالت خواهی و همزیستی مسالمت امیز و خواستن حقوق انسانی شان چیزی دیگری به لب نمی اورد ، تا اینکه این مرد بزرگ توسط دسیسه ها بیگانگان در این راه جان سپرد ، لذا ما جمعی از محصلین و پیروان ان مرد بزرگ با احساسات و علایق خاص دور هم جمع شدیم تا این شمع نیمه جان را که ان رهبر بزرگ افروخته بود  از خاموش شدن نجات داده و به ان زندگی نو بخشیم .                                                                   

لذا اتحادیه دانشجویان جوان هزاره با در نظر داشت وضعیت حاکم در کشور و مساعد بودن فرصت های طلایی برای دفاع از حقوق ملی و انسانی دانشجویان دانشکده های افغانستان که در حقیقت امر وظیفه وجدانی و انسانی هر هزاره اگاه و داناست ، بعد از سعی ، تلاش و کوشش های یک عده از محصلین با احساس هزاره در جریان سال 2006 طرح ریزی و اساس گزاری شد.                                                                              

اما انها بنا به داشتن یک سلسله مشکلات اقتصادی نتوانستند که دست به یک سلسله  کار های عملی بزنند ، کار های که زمان دقیقا برایش مساعد بود ، افغانستان کشوریست که در ان تعصبات مذهبی و نژادی به اوجش رسیده است ، هر گروه قومی که با اگاهی تمام و با شکل دسته جمعی در مورد حقوقی ملی و قومی شان در این سر زمین تصمیم نگریرند ، در این سر زمین نه تنها از حقوق شان دور مانده بلکه در شمار شهر وندان درجه دوم و سوم قرار می گیرند ،و حقوق شان پامال می گردند.                                                                   

ما جمعی از دانشجویان بنا به موجودیت همچو مسایل بالاخره تصمیم گرفتیم که صدای مان را به شکل یک مجله ماهوار که در کل در بر گیرنده مسایل اجتماعی، ادبی ، اقتصادی ، فرهنگی ، حقوقی و تاریخی هزاره ها باشد تدارک داده و به گوش مسولین دولتی ، مسولین دانشکده ها و ارگان های حقوق بشری برسانیم تا بتوانیم به این شیوه پاسبانی درست ازحقوق مردم مان که در حقیقت امر دفاع از حقوق فرد فردی ماست ،نموده باشیم و در عین حال اگاهی مورد ضرورت را هم به مردم مان  داده باشیم، تا انها در اینده بتوانند در اینده خود شان در مورد مشکلات شان تصمیم گیرند و در صدد راه حل بر ایند.

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386  |
 اتحادیه دانشجویان جوان هزاره
 

اتحادیه دانشجویان جوان هزاره با در نظر داشت وضعیت حاکم در کشور و مساعد بودن فرصت های طلایی برای دفاع از حقوق ملی و انسانی دانشجویان دانشکده های افغانستان که در حقیقت امر وظیفه وجدانی و انسانی هر هزاره اگاه و داناست ، بعد از سعی ، تلاش و کوشش های یک عده از محصلین با احساس هزاره در جریان سال 2006 طرح ریزی و اساس گزاری شد.       

اما انها بنا به داشتن یک سلسله مشکلات اقتصادی نتوانستند که دست به یک سلسله  کار های عملی بزنند ، کار های که زمان دقیقا برایش مساعد بود ، افغانستان کشوریست که در ان تعصبات مذهبی و نژادی به اوجش رسیده است ، هر گروه قومی که با اگاهی تمام و با شکل دسته جمعی در مورد حقوقی ملی و قومی شان در این سر زمین تصمیم نگریرند ، در این سر زمین نه تنها از حقوق شان دور مانده بلکه در شمار شهر وندان درجه دوم و سوم قرار می گیرند ،و حقوق شان پامال می گردند.                                                                   

ما جمعی از دانشجویان بنا به موجودیت همچو مسایل بالاخره تصمیم گرفتیم که صدای مان را به شکل یک مجله ماهوار که در کل در بر گیرنده مسایل اجتماعی، ادبی ، اقتصادی ، فرهنگی ، حقوقی و تاریخی هزاره ها باشد تدارک داده و به گوش مسولین دولتی ، مسولین دانشکده ها و ارگان های حقوق بشری برسانیم تا بتوانیم به این شیوه پاسبانی درست ازحقوق مردم مان که در حقیقت امر دفاع از حقوق فرد فردی ماست ،نموده باشیم و در عین حال اگاهی مورد ضرورت را هم به انها داده باشیم، تا انها در اینده بتوانند خود شان در مورد مشکلات شان تصمیم گیرند و در صدد راه حل بر ایند.

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386  |
 اساس نامه اتحادیه محصلین جوان هزاره:
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

 

 اهداف  ( کوتاه مدت و دراز مدت ):

 

 تشکیلات :

 

جلسات :

 

 شرایط پیوستن به اتحادیه :

 

شرایط استعفاء و سلب عضویت اعضا ء  :

 

شرایط منحل شدن اتحادیه :

 

  

 اهداف ( کوتاه مدت ):

 

1-  دفاع از حقوق معقول هر محصل هزاره .                                                              

     2 - کمک و همکاری همراهی فارغین مکاتب در زمینه ورود به دانشگاه های افغانستان .     

    3 – ارتباط با محصلین دانشگاه های افغانستان و خارج از کشور.                                    

   4 – داشتن یک مرکزیت مستقل برای اتحادیه .                                                          

      5 – کمک به محصلین بی بضاعت مصروف تحصیل در دانشگاه های افغانستان .                 

   6 – تدویر سمینارها جهت رشد و پرورش استعداد های نوهزارگی.                                 

     7 – داشتن یک نشریه به شکل ماهنامه زیر نام بتی ( چراغ ) .                                      

     8 – سهم گیری فعا ل در عرصه سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و تاریخی کشور .               

      9 – بر گزاری محافل جهت یاد بود از شخصیت های شناخته شده ای هزاره .                     

    10 – تاسیس کورسهای امورزشی برای خواهران و برادران محروم .                            

      11 – اگاه ساختن مردم از حقوق انسانی شان.

        اهداف دراز مدت :

1 – ادامه و پیروی از اهداف کوتاه مدت .                                                               

  2 – تاسیس مراکز تحقیقاتی برای محصلین هزاره .                                               

  3 – دفاع از حقوق ملی هزاره ها در هر سطح .                                                        

  4 – تلاش برای وحدت و همبستگی هزاره ها  ( شیعه و سنی ).                                      

  5 – تلاش برای محو بی سوادی در مناطق محروم و مرکزی افغانستان .                         

  6 – مبارزه علیه تعصبات نژادی ،  مذهبی و منطقوی .                                                    

 7 – داشتن روابط انسانی و معقول با ملیت های ساکن در افغانستان .                                  

 8 – دفاع از حقوق زن                                                                  

    تشکیلات :

1- ریس اتحادیه :

شرایط کاندید شدن برای ریاست اتحادیه و نحوه انتخاب نمودن رئیس:

1 -  هر فرد فعال شامل اتحادیه می تواند برای ریاست کاندید نماید .                                 

 2 – گذشته شخص کاندید شده توسط کمیته ای مرکزی بررسی می گردد .                       

 3 – انتخابات برای ریاست اتحادیه بعد از هر دو سمستر ( یکسال ) صورت می گیرد .             

 4 – هر فرد می تواند دو بار پیهم خود را برای ریاست اتحادیه کاندید نماید .                       

  5 - ریس اتحادیه توسط ارای کمیته  ای مرکزی انتخاب می گردد.                                     

  6 – کار کرد های ریس توسط کمیته ای مرکزی بر رسی گردیده و در صورت ناتوانی و سهل انگاری در جلسه عمومی وی سلب صلاحیت می گردد .                                                         

  7 – ریس می تواند شامل کمیته ای مرکزی باشد .                                                         

  8 – کمیته ای مرکزی شامل شش نفر بوده که چهار نفر ان توسط اعضای اتحادیه انتخاب گردیده و دو تن دیگر توسط بنیان گذاران این اتحادیه به کمیته معرفی می گردد.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                 وظایف ریس اتحادیه :

1 – معرفی روئسای کمسیون ها به کمیته ای مرکزی .                                                    

  2 – باز رسی از کار کرد ها و فعالیت های هر کمسیون و دادن راپور و گزارش ان به کمیته ای مرکزی .                                                                                                                

 3 – انتخاب یک فرد شایسته برای معاونت .                                                                  

  4 – دایر نمودن و سر پرستی جلسات .                                                                       

  5 – در صورت غیابت ریس اتحادیه معاونش صلاحیت کار و پیش برد امور اتحادیه را به عهده دارد .                                                                                                                   

 6 – در صورت استعفای ریس معاونش تا انتخابات مجدد به جای وی اجرای وظیفه می کند .                                                                                                                            

    کمسیون ها و وظایف ان :

# 1 – کمسیون روابط عامه .

 1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                              

  2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند .                                            

    3 – وظیفه این کمسیون بر قرار نمودن روابط با مسٌولین دولتی ، مسٌولین غیر دولتی وسران

قبایل و اقوام برای رفع مشکلات و بر اورده شدن اهداف اتحادیه می باشد .                          

   4 – دادن گزارش از فعالیتی ماهانه اش به ریس اتحادیه .                                                

 

# 2 – کمسیون فرهنگی :

  1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                            

  2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند.          

  3 – تهیه مواد ، تایپ و نشر ماهنامه به عهده ای این کمسیون می باشد .                            

  4 – تلاش برای تاسیس مراکز اموزشی .

   5 – بر گزاری محافل جهت یاد بود از شخصیت های شناخته شده ای هزاره .

   6 – تدویر سمینار ها ی علمی و آموزشی .

 

# 3 – کمسیون امور مالی :

1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                              

  2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند .                                           

  3 – دادن بودجه ای مورد ضرورت به کمسیون ها و حساب گیری از انها .

 4 – تلاش برای جلب کمک های مالی برای اتحادیه .

 5 – حساب دهی بعد از هر سمستر به رئیس عمومی و کمیته ای مرکزی .

 6 – حساب گیری از در امد ی کمسیونها .

 

# 4 – کمسیون جلب و جذب :

  1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                             

 2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند .                                        

       3 – تلاش برای جذب اعضای جدید و شایسته .

  4 – تهیه  کارد عضویت ، فارم عضویت و استعفا ء نامه  برای اعضا ء به همکاری کمسیون فرهنگی .

 5 – دریافت حق العضویت از اعضای جدید ، پرداخت های ماهوار اعضا ء و حساب دهی ان به کمسیون امور مالی .

 

# 5 _ کمسیون حقوق بشر :

  1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                             

  2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند .                                             

  3 – تلاش برای واقعیت یابی جنایات و راپور دهی ان به ریس عمومی اتحادیه و کمیته ای مرکزی و اتخاذ تصامیم برای حل ان با همکاری کمسیون مستقل حقوقی بشر .

 4 – داشتن ارتباط دایمی با کمسیون مستقل حقوقی بشر .

 

# 6 _ کمسیون امور زنان :

  1 – این کمسیون متشکل از ریس ، معاون و گروه کاری اش می باشد .                               

 2 – ریس خود معاون و گروه کاری اش را انتخاب می کند .  

   3 – دفاع از حقوق زنان .

  4 – ارتباط با وزارت امور زنان.

  5 – دایر نمودن کورس های با سوادی برای زنان با همکاری کمسیون فرهنگی .

   

جلسات :

1 – جلسات عمومی با اشتراک همه اعضاء بعد از هر ماه .

2 – جلسات اضطراری درصورت ضرورت .

 

جلسات داخل کمسیونها :

1 – جلسه ای ریس هر کمسیون با گروه کاری اش بعد از هر دو هفته .

2 – جلسه ای ریس عمومی با روئسای کمسیون ها  بعد از هر سه هفته .

3 – جلسه ای کمیته ای مرکزی ، ریس عمومی و روئسا ی کمسیونها بعد از دایر شدن جلسه ریس عمومی با روئسای کمسیونها .

 

شرایط عضویت :

1 – هر فر د متقاضی باید افغانستانی باشد .

2 – هر فرد حد اقل سن قانونی ( هژده ) را دارا باشد .

3 – به قانون اساسی کشور و حقوق بشر احترام داشته باشد .

4 – اساس نامه اتحادیه ( ا . م . ج . ه ) را با تمام جزئیات اش بپزیرد .

5 – عضویت در احزاب ، ارگان ها و اتحادیه های دیگر را نداشته باشد.

6 – کمک هایش را از اتحادیه ( ا . م . ج . ه ) دریغ ننماید .

7 – در کار هایش باید صادق و راستکار باشد .

  

شرایط استعفاء و سلب عضویت اعضای اتحادیه :

1- هر فرد اتحادیه هر زمان می تواند استعفاء نامه اش را به دفتر اتحادیه تحویل دهد .

2- قبل از استعفاء وی باید حسابش را با اتحادیه تصفیه نماید .

3 – اسناد مربوط به اتحادیه را به دفتر کمسیون جلب و جذب تحویل دهد .

4 – فارم استعفا ء اش را امضاء نماید .

5 – در صورت منحرف شدن فرد از اهداف و مرام اتحادیه وی سلب عضویت می گردد.

6 – هیچ فرد بعد از استعفا ء و یا سلب عضویت نمی تواند علیه اتحادیه گام بر دارد ، در غیر ان صورت مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت .

 

نوت :

  تمام اعضای این اتحادیه مکلف اند بعد از عضویت در اتحادیه محصلین جوان هزاره  برای پیشبرد و تحقق بخشیدن اهداف این اتحادیه در هر زمینه با هم همکاری داشته و از اهداف اتحادیه دفاع نماید .                   

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386  |
  شماری از دانشجویان در خوابگاه دانشگاه هرات اعتراض کردند.
 

                          

 

 

  شماری از دانشجویان در خوابگاه دانشگاه هرات در اعتراض به آنچه    توهین رئیس دانشگاه به دانشجویان و همچنین عدم توجه به وضعیت     نامناسب خوابگاه دانشگاه هرات خوانده شده، دست به اعتصاب غذا     زده اند.

دانشجویان معترض هشدار داده اند اگر به مشکلات شان رسیدگی نشود اعتصاب شان به تظاهرات تبدیل خواهد شد.

عزیزالله عظیمی دانشجوی دانشکده هنر هرات و نماینده دانشجویان در خوابگاه دانشگاه به بی بی سی گفت: از چند ماه پیش مشکلات موجود در دانشگاه را با مسئولان آن در میان گذاشتیم، اما همیشه وعده هایی در مورد بهبود وضعیت داده اند که عملی نشده است.

او گفت : "۷۳۰ تن از دانشجویان در این خوابگاه دست به اعتصاب زده اند".

این دانشجو افزود که آنها بارها از وضعیت خراب حمام های خوابگاه، اتاقهای کوچک و بی توجهی به نظافت، به مسولان شکایت کرده اند، اما تاکنون هیچ اقدامی در این رابطه نشده بود تا اینکه با دیدن اعتصاب دانشجویان، مسئولان حاضر به تعمیر حمام ها شده اند.

برخی از دانشجویان همچنین اعتراض دارند که با اینکه ساختمان جدید دانشگاه هرات آماده شده، مسئولان دانشگاه دانشجویان را به آنجا منتقل نمی کنند.

میر فرامرز فایض دانشجوی دانشکده طب (پزشکی) نیز به وضعیت موجود در دانشگاه هرات اعتراض دارد. او می گوید: "نه تنها در دانشگاه کسی به خواسته های ما توجه نمی کند، بلکه تحقیر نیز می شویم".

آقای فایض افزود: "ما می خواهیم صدای اعتراض خود را از طریق رسانه ها به مقامات بالاتر از دانشگاه برسانیم تا آنان بدانند که در دانشگاه هرات دیکتاتورها اجازه اظهار نظر به دانشجویان را نمی دهند".

محمد ناصر رهیاب معاون دانشگاه هرات با تایید مشکلات دانشجویان به بی بی سی گفت: برای بلند بردن کیفیت غذای دانشجویان نیاز به بودجه بیشتر است، ولی دانشگاه چنین بودجه ای در اختیار ندارد.

آقای رهیاب افزود: "هنوز دانشگاه اتاقهای درسی مناسب و اتاقهای استاندارد و کافی برای اقامت دانشجویان ندارد و ساختمان خوابگاه یک هتل قدیمی بوده و در اتاقهایی که برای استفاده دو نفر ساخته شده اند ۱۴ دانشجو زندگی می کنند".

معاون دانشگاه هرات، با رد ادعای دانشجویان مبنی بر تکمیل شدن ساختمان جدید دانشگاه هرات گفت: ساختمان جدید دانشگاه برای ریاست دانشگاه و دو دانشکده انجینیری (مهندسی) و هنرها است که هنوز مشکلاتی دارد.

او گفت دانشگاه جدید هنوز آب، برق، کانالازیسیون و دیوار ندارد و مردم محل نیز از وسط دانشگاه برای خود جاده ای باز کرده اند که از طریق آن رفت و آمد می کنند.

دانشجویان معترض ادعا می کنند که در اعلامیه ای که از سوی رئیس دانشگاه منتشر شده، به دانشجویان توهین شده و در یکی از بندهای این اعلامیه گفته شده که دانشجویان بیشتر از گنجایش معده خود غذا می خورند.

آقای رهیاب این موضوع را رد کرد و گفت:" دانشجویان متن اعلامیه منتشر شده از سوی رییس دانشگاه را که مبنی بر رعایت نظافت و بعضی قوانین دیگر بوده است، نسبت به خود توهین تلقی کرده اند. در حالی که هدف از انتشار این اعلامیه توهین به دانشجویان نبوده است".

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386  |
 دانشگاه بامیان
 

با فرارسیدن سال نو خورشیدی و فصل پر طراوت و سبزینه بهار ، دانشگاه بامیان نیز شاهد حضور سبز و با نشاط محصلین این دانشگاه می باشد.

       دانشگاه بامیان که درسال جاری چهارمین سال فعالیت خویش را آغاز نموده ، امسال اولین دور فراغت بیش از نود تن از محصلین خود را جشن خواهد گرفت.

       دانشگاه بامیان درسال 1383 خورشیدی شروع به فعالیت نموده و دارای دو دانشکده تعلیم و تربیه و زراعت می باشد .

         دانشکده تعلیم و تربیه دارای دو دیپارتمنت ریاضی فیزیک و جامعه شناسی بوده و دانشکده زراعت دارای دیپارتمنت های چون زمین شناسی ، گیاه شناسی و .... می باشد.

          تعداد محصلین این دانشگاه درسال 1385 درحدود 400 نفر بوده و با جدید الشمولین امسال به مرز ۷۰۰ نفر خواهد رسید.

         اولین رئیس این دانشگاه داکتر محمد سرور مولایی بود که دارای درجه دکترای ادبیات فارسی است و رئیس فعلی آن پوهندوی محمد عارف یوسفی می باشد .

 

|+| نوشته شده توسط اتحادیه محصلین جوان هزاره در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386  |
 
 
بالا